بصير احمد دولت آبادى

136

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

محدودهء تشكيلات و ساختن اداره بود ، هيچ‌گاه منصهء اجرايى پيدا نكردد . . . هرگاه در يك ولايت و يا شهرى كه مجاهدين بر آن مسلط بودند ، اگر شوراى ائتلافى همه تنظيمها هم ساخته مىشد ، با اندك مخالفت يك جناح از هم پاشيده مىگرديد . هرتنظيم و هرگروه ، خود را در هرمنطقهء افغانستان مستحق‌تر مىدانست . در بعضى از مناطق آزاد شده بعضى از گروه‌ها ، جنگهاى خونينى را به راه انداختند و مىخواستند منطقه را در انحصار و تسلط خود داشته باشند . . . در ادارات ائتلافى مجاهدين اصل اعتماد و حسن مسؤوليت از بين رفته و صرف به مسائل ظاهرى كه انتخاب كوتاه‌مدت رؤساى آن اداره بود ، مىشد و بر افراد قاعده توجه صورت نمىگرفت . . . » « 1 » با طولانى شدن زمان بحران ، شكل ادارات مجاهدين نيز پيچيده‌تر شد ، زيرا خوش‌بينىهاى اوليهء مردم از مجاهدين مبدل به بدبينى شده ، خشونت جاى تفاهم و همدلى را گرفت . به خصوص زمانى كه مجاهدين به پيروزى رسيدند ، نظم و ادارهء امور به كلى به هم خورد . با اين‌كه در اوايل پيروزى يك ادارهء واحد در كابل به وجود آمد ، ديرى نپاييد كه نه تنها در ولايات كه حتى در خود شهر كابل ، ادارات مختلف تشكيل شد و هريك از احزاب ، تشكيلات ادارى خود را ايجاد كردند . مجاهدينى كه سالها در كوه‌ها و كوهپايه‌ها به شكل آزاد و بدون قيود ادارى زندگى كرده بودند ، خود مجرى نظم شدند . واضح است كه چه هرج و مرجى به وجود مىآيد ، به خصوص زمانى كه مجريان قانون اجازهء

--> ( 1 ) . افغانستان در سايهء سياست اقتصاد و فرهنگ ، محمد حليم تنوير ، ص 20 و 21 .